Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4

Warning: Function eregi_replace() is deprecated in ..../archive/index.php(477) : eval()'d code on line 4
صادق هدایت [بایگانی] - جامعه مجازی رهپویان

PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : صادق هدایت



علی
پنجشنبه ۱۶ تیر ۹۰, ۰۰:۵۳
نظرتون دربارش چیه؟
من حرف زیاد دارم درباره هدایت
اما نظر شما رو میخوام

دلشاد
پنجشنبه ۱۶ تیر ۹۰, ۰۱:۱۲
بنده از دوستان تمنا دارم التماس مي كنم گريه مي كنم من بعد كسي خودشو تحريم نكنه مخصوصا تحريم شش ماهه. سرگيجه گرفتيم جناب علي. بشين خانم شيرزاد نگاه كن.

علی
پنجشنبه ۱۶ تیر ۹۰, ۰۱:۱۷
^
:dash1::dash1::dash1:

مینا.م
سه شنبه ۲۱ تیر ۹۰, ۱۴:۱۰
در زندگی زخم هاییست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و میتراشد

صادق هدایت

hossein94
سه شنبه ۰۴ مرداد ۹۰, ۱۴:۳۴
در مورد صادق .اوهو "صادق"انگار همکلاسیم بوده.اول ی مقدمه :خیلی از آدما تو آینده زندگی میکنن که... خیلی از آدمها هم تو گذشته زندگی میکنن که...اما بعضی ها مثل خیام تو حال زندگی میکردند و اعتقاد به لحظه حال داشتند .اما در مورد صادق .ایشون حتی به لحظه حال هم اعتقاد نداشتند .این باعث شد که به پوچی برسه و چند بار خودکشی کنه و در آخر هم گمونم تو فرانسه برای بار چندم خود کشی کرد و مرد.منم ی چند وقتی به هیچی فکر نمیکردم یعنی نه آینده .نه گذشته و نه حال .زندگی برام بی معنی شده بود .خیلی بد بود .تو دنیا هیچ دلخوشی ای نداری و هیچ چیز برات قشنگ نیست و هیچ چیز معنا نداره و از هیچی لذت نمیبری .تا اینکه بعد از چند ماه متوجه شدم که این حالت از بی هدف بودن تو زندگی ناشی میشه و درستش کردم و الان خوشحال تر از همیشه ام .و سعی دارم بهتر از همیشه باشم.

mmf
سه شنبه ۰۴ مرداد ۹۰, ۱۵:۰۸
من شناخت خاصی نسبت به صادق هدایت ندارم و نخواسته بودم داشته باشم.
تک و توکی چیزایی از (این نویسنده به اصطلاح روشن فکر؛ البته با تعریف روشن فکری ضد تعریف جلال آل احمدی) خوندم و شنیدم، نوشته هایی که (به نظر من) غیر مستقیم و مرموز آدم رو از هدایت دور میکنه.

البته به علت عدم شناخت نباید نظر می دادم؛ اگر ذهنیت اشتباهه تصحیح بفرمایین.

علی
سه شنبه ۰۴ مرداد ۹۰, ۲۲:۱۵
سلام
درباره هدایت از معرفی شروع میکنم.
تو سال1330 تو فرانسه خودکشی میکنه(البته بار اولش نبوده).
اهل تریاک و مشروب بوده. هرگز ازدواج نکرده. اگر سوال خواصی هم دارید بگید تا جواب بدم.
*********
حرف من سر هدایت این تکه هست:
قبل مرگش به جمالزاده مینویسه
حرف سر این است از هر کاری زده و خسته میشوم و بیزارم و اعصابم خرد شده. مثل یک محکوم و شاید بدتر از آن شب را به روز میاورم و حوصله همه چیز را از دست داذه ام نه میتوانم دیگر تشویق شوم و نه دلداری پیدا کنم و نه خود را گول بزنم.....نکبت وخستگی و بیزاری سرتا پایم را گرفته و دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چسناله دارم نه میتوانم خود را گول بزنم نه غیرت خودکشی دارم.

hossein94
سه شنبه ۰۴ مرداد ۹۰, ۲۳:۲۶
سلام
درباره هدایت از معرفی شروع میکنم.
تو سال1330 تو فرانسه خودکشی میکنه(البته بار اولش نبوده).
اهل تریاک و مشروب بوده. هرگز ازدواج نکرده. اگر سوال خواصی هم دارید بگید تا جواب بدم.
*********
حرف من سر هدایت این تکه هست:
قبل مرگش به جمالزاده مینویسه
حرف سر این است از هر کاری زده و خسته میشوم و بیزارم و اعصابم خرد شده. مثل یک محکوم و شاید بدتر از آن شب را به روز میاورم و حوصله همه چیز را از دست داذه ام نه میتوانم دیگر تشویق شوم و نه دلداری پیدا کنم و نه خود را گول بزنم.....نکبت وخستگی و بیزاری سرتا پایم را گرفته و دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چسناله دارم نه میتوانم خود را گول بزنم نه غیرت خودکشی دارم.
علی جان من که جواب دادم .صادق نه به فکر آینده بود و نه گذشته و نه اینکه حال براش مهم بود.هیچ چیز براش معنا نداشت .دقیقا همانطور که من بودم .حرف های من هم درست مثل صادق بود.دلیلش هم فقط نداشتن هدف تو زندگی .یا اینکه هیچ هدفی رو اونقد بزرگ نمیدیدیم که زندگیمونو صرفش کنیم.حالا اگه بیشتر خاصتی صحبت کنیم.بگو شمارمو بفرستم بزنگی.

علی
چهارشنبه ۰۵ مرداد ۹۰, ۰۰:۴۱
^
سلام
صورت مسیله رو بلدم. خوب چکار کردی؟راه حل؟

علی
چهارشنبه ۰۵ مرداد ۹۰, ۰۹:۴۸
من منتظر جوابتونم حسین آقا.

hossein94
چهارشنبه ۰۵ مرداد ۹۰, ۱۹:۱۰
من منتظر جوابتونم حسین آقا.
منظورت اینه که چیکار کردم از این حال و هوا اومدم بیرون؟و حالم خوب شد.

علی
چهارشنبه ۰۵ مرداد ۹۰, ۱۹:۵۶
سلام .ممنون که جواب دادید. آره و اینکه هدف رو چکار کردید.

عبد خدا
چهارشنبه ۰۴ تیر ۹۳, ۱۲:۲۴
صادق هدایت نویسنده توانایی بود ودر زندگی حقایقی می دید که ما نمی بینیم ولی متاسفانه همیشه (نیمه خالی لیوان ) را می دید

و نتیجه اش همان شد که با خودش کرد (خود کشی)