یک روز در دفتر دکتر بودم که یک نفر از خدمه ی دانشگاه داخل شد . دکتر چنان از جایش بلند شد که احساس کردم طرف از اساتید دانشگاه است . آن فرد مبلغی پول به دکتر داد و رفت ؛ بعدها شنیدم که دکتر برای مسکن مهر به چند نفر پول داده است .منبع : کتاب شهید علم
شاگردشهید






پاسخ با نقل قول
اسباب کشی آزمایشگاهی کار سختی است. وسایل آزمایشگاهی، هم سنگین هستند و هم حساس. قیمت آنها هم بسیار بالا است و بعضی از آنها را به واسطه تحریم نمی*توانستیم از خارج بخریم. برای انتقال آنها چند نفر از خدماتی*ها را به کار گرفتیم. خود دکتر هم بود و مرتب تذکر می*داد تا وسیله*ای نشکند. یک دفعه پای یکی از نیروها گیر کرد و یک وسیله شکست. دکتر او را سرزنش کرد. آن بنده خدا دلگیر شد و از جمع فاصله گرفت. چند دقیقه بعد دکتر رفت کنارش...





